X
تبلیغات
گروه کوهنوردی بانوان میاندوآب - جمله‌های انگلیسی در کوه نورد


هر فعالیت تخصصی،‌ زبان فنی ( jargon ) ویژه‌ی خود را دارد. بدون آگاهی به این زبان فنی،‌ مکالمه، صورتی ابتدایی و گاه اشتباه آمیز به خود می‌گیرد، یا به کلی نا ممکن می‌شود. چند جمله‌ی انگلیسی که در این جا ملاحظه می‌کنید،‌ با هدف ارایه‌ی اصطلاحات پرکاربرد کوه نوردی تنظیم شده است. در عین حال فرض شده است که در چنته داشتن چند جمله‌ی الگو می‌تواند به کسانی که مایل به مراوده با دیگران هستند، ‌کمک کند. روشن است که هر کس می‌تواند با استفاده از این جمله‌ها و دانشی متوسط از زبان انگلیسی،‌ ترکیبات بی‌شمار دیگری بسازد . در مورد بسیاری از واژه‌ها و ترکیب‌های کوه نوردی که در این مقاله اثری از آن ها دیده نمی‌شود، می‌توان از « واژه نامه‌ی کوه نوردی » گردآوری عباس محمدی که چند سال پیش در چندین شماره از مجله‌ی کوه چاپ شد و در کتاب « فرهنگ کوه‌نوردی و غارنوردی ایران» گردآوری داوود محمدی فر هم آمده است، استفاده کرد. همچنین خواندن مستمر متن های انگلیسی کوه نوردیی را در کتاب‌ها، مجله ها و تارنماها به علاقمندان توصیه می‌کنیم.


امروز هوا خوب است. Today it is fine

درکوه هوا نسبتاً سرداست. the mountain it’ll be rather cold

در پاره‌ای از مناطق ایران، اگر در تابستان کوه‌نوردی کنید، ممکن است دچار گرمازدگی شوید. In some parts of Iran , when climbing in summer , you may be dehydrated.

اگر آب کافی با خود نبرید، ممکن است بدن‌تان دچار کم‌آبی شود. If you don’t carry enough water , you may be heat stroked

در ایران، هوای مناطق گوناگون بسیار متفاوت است. In Iran , the weather varies a lot in different regions در دماوند، دراین فصل هوا خیلی سرد نیست، اما اثر باد - سرمایی خطرناک است. On Damavand , in this season , it is not too cold , but wind-chill is a dangerous factor

در مورد احوال شخصی ( سن، وضع تاهل، شغل و … ) و در مورد برنامه‌ای که طرف خارجی قصد دارد در ایران اجرا کند، بهتر است کنجکاوی پیش از موقع نداشته باشید و اجازه دهید خود او کم کم به صحبت آید؛ معمولاً اگر در مورد چنین چیزهایی از خودتان صحبت کنید، طرف هم به حرف می‌آید. اگر قرار است با او کوه بروید گرایش خود را بیان کنید:

به راه‌پیمایی علاقه دارم. I am fond of hiking

کوه‌گردی را به صعودهای جدی ترجیح می‌دهم. I prefer hill walking to serious mountain climbing

من سنگ‌نوردی را بیش از هر چیز دوست دارم، و علاقه‌ی خاص‌ام سنگ کوتاه است. I like rock climbing best , and my special interest is bouldering

اما گاه دیواره‌نوردی هم می‌کنم. But, sometime I venture to big wall climbing

برویم به سالن سنگ‌نوردی این نزدیکی‌ها. Let’s go to the nearby rock gym

اگر طرف خارجی مشتری شمااست (شما راهنمای او هستید)، می‌توانید پس از معارفه، صریحاً سر اصل مطلب بروید و در مورد منطقه‌ی مورد نظر صحبت کنید: Let’s talk about our programme

بهترین فصل منطقه از اواسط تیر تا اواخر شهریور است. The region is best from June till mid September

راه‌های پیاده روی بسیار در منطقه هست . Many trails cover this region

این کتاب راهنما در برگیرنده‌ی همه‌ی اطلاعات لازم است . This guidebook details all the necessary info

در این میان ممکن است پرسش و پاسخ‌هایی هم پیش آید:

ارتفاع قله چقدر است؟ How high is this mountain? ۴۲۰۰ متر است . It is 4200 meters high

عمق آن تنگ (دره) چقدر است ؟ ?How deep is the gorge valley تقریباً ۱۰۰۰ متر عمق دارد. It is about 1000 meters deep

بهترین دید را از کجا داریم؟  ?From where can we get the best view

از یال روبرو دید بسیار جذابی داریم. A dramatic view can be seen from the facing ridge

دلم می‌خواهد از این نقطه، دماوند را ببینم. I should like to see Damavand from this point

اگر روی این یال به اندازه‌ی کافی بالا بروید، دید خوبی از دماوند خواهید داشت. If you climb high enough on this ridge, you’ll have a good view of Damavand.

سنگ نوردی

پیش از رفتن به پای کار بهتر است توضیحاتی در مورد تاریخچه‌ی صعودهای مسیر،‌ و نیز مشخصه‌های فنی آن بدهید:

دیواره‌ی شمالی علم کوه نخستین بار در سال ۱۳۴۳ صعود شد . Alam Kuh north face was climbed first in 1964.

مسیر هاری‌رست - امیر علایی، “‌مسیر شاخص ” دیواره‌ی علم کوه است. ( مسیری است که به دلیل ظاهر و تاریخچه، وجهه‌ی مشخصی دارد.) The Harry Rhost -Amir Alai route is” the route of character “on Alam Kuh north face .

پس از رست، فرانسوی‌ها در سال ۱۳۴۵، مسیری روی این دیواره‌ی بلند باز کردند. After Rhost, the French did a route on this big wall in 1966

و لهستانی‌ها در سال ۱۳۴۸ مسیری باز کردند. And the Polish put a route in 1969

جنس سنگ، خارا است و تقریباً تمام مسیرها محکم و مطمئن هستند. The rock is granite and almost all the routes are sound and safe

طول‌های اول میانی‌های خوبی دارد، ‌اما آخرین طول ” خاکی ” است. ( پر از خاک و سنگ‌ریزه است: ریزشی است.) The first pitch has good pros, but the last is chossy ( full of choss).

پس از رخ اصلی دیواره یک طول شامل سنگ‌های سست است . Above the main face, there is a rope length containing loose rocks

پس از آن طول دشوار، یک طول طناب نسبتاً ساده هست و سپس به طاقچه‌ی آخر می‌رسید. ( pitch برای طول دشوار، و rope length برای طول‌های معمولی و ساده به کار می‌رود.) There is another rope-length after the difficult pitch, and you will step on the final ledge

سپس می‌توانیم از پشت صخره فرود برویم. Then we can rope off the other side of the cliff

طول پنجم بی‌حفاظ‌ترین طول است؛ شخص نمی‌تواند حمایت میانی بگذارد. The fifth pitch is the most exposed pitch of the climb; one can’t place runners

آن دو طول ثابت‌گذاری شده است. Those two pitches are fixed

این هیجان انگیزترین مسیری است که تا به حال صعود کرده‌ام! It is the most challenging route I have climbed

من در نخستین تلاش خود،‌ با صعود از یک نیم مسیر در سمت چپ ( با انحراف از مسیر اصلی) از درگیری با مشکل پرهیز کردم. In my first attempt, I avoided this problem , by a variation on the left

مسیر، میخ پیچ (رل) ندارد. The route is boltless

در این طول میانی نداریم . There is no pros ( protections ) on this pitch

اگر بیفتی (سقوط کنی) مشکل خواهی داشت. If you fall, you have serious problem

این دشوار ترین مسیری است که تا به حال صعود کرده‌ام.It is the hardest route I’ve ever done

یک بار تا نزدیکی کارگاه بعدی رسیدم،‌ اما تا پای کار سقوط کردم

. ( deck یک اصطلاح آمریکایی است.) Once I was near to the next belay station, but I fell to the deck

در پای کار ممکن است این جمله‌ها به کار آید:

نگاهی به مسیر بینداز . Have a look on the route

قابل صعود به نظر نمی‌رسد . It looks unclimbable

( صعود ) این مسیر را شروع کن.Start going at this route

به مسیر درجه‌ی d 5.12 می‌دهم .I give it 5.12 d

ترجیح می‌دهم که تو سرطناب بروی و من حمایت کنم .I prefer you lead the route, seconded by me

طناب را (به خودت ) ببند! .Tie in

طناب را به کارابین بینداز .Clip ! / clip the rope into the carabiner

به همه‌ی وسایل نیاز نیست .You won’t need all of the gear

باید هر سه ( مسیر ) را بزنیم .We should do all three

گرم (آماده‌ی کار) شده‌ام .I am warmed up

گره(اتصال) را باز نگاه کن (کنترل کن) Double check the knot - tie in

( بدیهی است که در صحبت با یک غریبه یا مربی لفظ please را در ابتدا یا انتهای جمله‌های امری به کار می‌بریم.)

گره‌ی اتصال و وسایل حمایت را امتحان کن.Inspect your tie-ins and belay set-ups

گره‌ات درست زده نشده! Your knot is half-tied

وسیله‌ی حمایت را ول کرده‌ای. Your hands are off the belay device

مراقب باش ! Be careful !/ don’t be careless

آماده‌ای ؟ Are you ready

بگذار پیام‌هایمان را هماهنگ کنیم.Les’t coordinate our commands

پیام ها

پیام ها ( commands )، عبارت یا جمله‌هایی هستند که دو هم طناب برای برقراری ارتباط در حین کار روی مسیر به کار می‌برند. این پیام ها باید کوتاه و روشن باشند؛ دور بودن از یکدیگر، پیچ و خم مسیر، وزش باد و خستگی می‌تواند ارتباط را دشوار کند. چون نمی‌توان با جمله‌هایی طولانی منظور خود را رساند، لازم است صعود کنندگان پیام های کوتاه و هماهنگ داشته باشند. نمونه‌ای از یک سری مبادله‌ی پیام را در زیر ملاحظه می‌کنید:

سر طناب: جمع می‌کنم . ( اضافه طناب را جمع می کنم . ) Leader : taking in slack

نفر دوم : خوبه ! ( اضافه طناب جمع شده است . ) Second man : that’s me

سر طناب : صعود کن . / بیا . ( نفر دوم ، حمایت سر طناب را باز می‌کند و خود آماده‌ی صعود می‌شود.) Leader: climb when you’re ready

نفر دوم : صعود می‌کنم ! / می‌آیم! Second man : climbing

سر طناب : آها ! / بیا ! ( یا چیزی شبیه به آن به علامت آمادگی . ) Leader : aye ! / climb

در حین صعود ممکن است پیام‌های دیگری هم مبادله شود:

جمع کن ! ( طناب شل است . ) Pull in !/ pull in the rope !/ take in !/ take

طناب بده ! Slack

داشته باش ! / ( خوب جمع کن ، احتمال سقوط هست . ) Tight rope

( ممکن است فقط بگویند : ! Rope که باز هم یعنی: داشته باش / حمایت را محکم کن . در صورتی که در فارسی وقتی می‌گویند: طناب! یعنی: طناب بده، حمایت را شل کن .)

طناب نده ! ( مشکلی پیش آمده است.) Hold it

قرمز را جمع کن. ( در صعود دو طنابه ) Take in red

طناب بده / هر دو را شل کن . ( در صعود دو طنابه ) Slack on both

بکش / مرا نگهدار.Tension. (این عبارت را معمولاً نو آموزان به حمایت کننده‌ی بالا می‌گویند؛ افراد واردتر به جای آن می‌گویند: Watch me یا Good belay یعنی: داشته باش، مراقب باش)

نیمه‌ی طناب! ( نیمی از طول طناب باقی مانده است.) Halfway

چقدر طناب مانده ؟ How much rope چهل فوت ( ۱۲ متر ) Feet forty .( meters 12 )

(طول طناب باقی‌مانده؛ گاه برای آن‌که نفر بهتر متوجه شود، به جای forty می‌گویند: four…zero)

آزاد کن. حمایت را آزاد کن. ( و خودت آماده‌ی صعود شو .) Off belay

خوب ( شنیدم ) O.K

حمایت آزاد. ( کسی که حمایت نفر همراه خود را آزاد می‌کند، می‌گوید.) Belay off

حمایت هستم ؟On belay

حمایت می‌کنم. Belay on

انداختم ( پس از انداختن طناب به نخستین میانی می‌گویند) Pro in

میانی می‌گذارم( هنگامی که سر طناب کمی معطل کرده و درگیر است، می‌گوید.) Protection

پاک سازی می‌کنم. ( هنگامی که نفر آخر معطل کرده و مشغول در آوردن میانی است، می‌گوید.) Cleaning

رد کردم . ( پس از گذر از یک دشواری ، به نفر خود می‌گویند .)On top

افتادم ! Falling !/ coming off

مرا پایین بفرست. )اصطلاح آمریکایی ) Dirt me

سقوط بلندی داشتم .( اصلاح آمریکایی )I had a screamer

خوبی؟ اوضاع خوب است؟ Are you fine

هنگامی که سنگی کنده می‌شود، چند بار فریاد می‌زنند: Below! یا Rock و اگر یخ می‌ریزد: Ice هنگامی که می‌خواهند طناب را به پایین بریزند، فریاد می‌زنند: Rope! و پس از چند لحظه تامل ، طناب را پرتاب می‌کنند.

باز هم چند جمله‌ی دیگر

سنگ نوردی مسیر دشوار است ؟ Is it a difficult rock climb

نه، می‌توان دست به سنگ بالا رفت . No, one can scramble up

روی مسیر باید هم طناب باشید . You should be roped on the route

یک مقدار متوسط وسیله‌ برای مسیر کافی است.( منظور از rack حلقه‌ی نگهداری ابزار-میخ نگهدار-است.)A normal rack is o.k. for the route

می‌توانیم مسیر را میخ کوبی کنیم . We can nail the route

از سوراخ کاری ( کار گذاردن میخ پیچ ) بدم می‌آید .I hate bolting a route

از کنده کاری ( کندن یا درست کردن گیره، دست کاری در وضع طبیعی سنگ ) متنفرم. I hate chipping

برای صعود دیواره بخش‌های پایینی را ثابت گذاشتم. ( طناب ثابت کشیدیم)For climbing the wall, we fixed the lower parts ./ we put fixed ropes on the lower parts

کوه‌نوردان یومار زدند. ( با یومار از طناب ثابت بالا رفتند .)The climbers jumared up the fixed rope

باید با پروسیک بالا برویم.We should prusik up the rope

در حال یومار زدن ( یا بالا رفتن با استفاده از طناب‌های ثابت)است. ( اصطلاح آمریکایی ) He is jugging

می‌توانیم آنجا در تور بمانیم.(در تور، شب مانی کنیم یا مستقر شویم .)We can hang in there

نمی‌تواند حرکات قدرتی انجام دهد.He can’t do power moves

نمی‌توانم کوله را بالا بکشم. I can’t haul the rucksack ( pack )

طناب بدجوری پیچ خورده است . The rope has bad kinks

تا کارگاه پایین افتاد. ( سقوط کرد) He landed to the belay point

می‌توانیم چند مسیر در این منطقه صعود کنیم. We can do some routes in this area

می‌توانیم مسیر را با طناب از بالا ( حمایت از بالا ) صعود کنیم. We can toprope the route

من آن را تکی کار می‌کنم. I solo it

او آن را تکی صعود کرد . He soloed it

مسیر را آزاد صعود کردیم. We climbed it free

او پس از تمرین ( با کار روی مسیر و شناسایی گیره‌های آن ) صعود کرد . He redpointed the route

روی مسیر کار شده است. ( گیره‌ها شناسایی شده و میانی کار گذاشته شده .) The route is worked on

مسیر را دیداری صعود کرده است. ( بدون شناسایی قبلی ) He’s climbed the route on sight

مسیر را جهشی صعود کرد. ( بدون شناسایی قبلی و بدون سقوط ) He flashed the route

با سبکی خوب مسیر را صعود کردند( بدون ثابت‌گذاری، بدون کار قبلی روی مسیر؛ یعنی کار با ارزشی انجام دادند.) They made the route in good style

مواظب باش که بادامک‌ها را درست کار گذاشته باشی . Make sure your cam placements are o.k

(بادامک - cam - وسیله‌ای است که با محور خارج از مرکز در شکاف‌ها و سوراخ‌ها عمل می‌کند؛ مانند ترای‌کم.)

یک میانی زیر آن سقف ( کلاهک بزرگ) کار بگذار .Place a pro under the roof

از دشوار مسیر ( سخت‌ترین بخش آن ) خوشت آمد؟ How did you like the crux of the route

دیواره‌ی بیستون برای سنگ‌نوردی ورزشی بسیار مناسب است . Bistoon wall is ideal for sport climbing

جنس آن سنگ آهک است و عوارض طبیعی زیادی برای میانی گذاردن هست. It is limestone, and many features present natural protections

در کوه‌نوردی

برای یافتن راه صعود یک کوه،‌ لازم است گزارش‌ها را بخوانید، با فرد با تجربه‌ای مشورت کنید و عقل سلیم ( شم ) خود را به کار گیرید. To find the way of climbing a mountain, you should read writes up, consult an experienced climber, and use your common sense

هنگام کوه‌نوردی همیشه باید یک حاشیه‌ی اطمینان در نظر بگیرید.When climbing, you should always keep a safety margin کوله‌هایمان را ببندیم .Let’s pack our rucksacks

روپوش‌اش خوب است، اما میان پوش و زیر پوش مناسب ندارد.His shell layer is good, but his mid layer and thermal layer are not suitable

(لایه‌ی رویی پوشاک او - بادگیر یا کت پر - خوب است، اما پوشاک میانی و لایه‌ای که در تماس با بدن او است، مناسب نیست.)

(در فصل گذشته ) صعودهای زیادی داشتم. I had a good, season / I did so many climbs

باشگاه ما برنامه‌ی خوبی داشت . Our club had a good trip ( mountaineering programme)

قله را زدید؟ ( به قله رسیدید؟) Did you make the summit

ما سه قله را یک سره پیمودیم ( پی در پی صعود کردیم.) We chained three peaks

امروز چه صعودی داشتید؟ What did you climb today

هیچ. امروز استراحت داشتیم. Noting.It was our rest day

تیم ملی ما آن قله‌ی عظیم را فتح کردند. Our national team conquered the giant summit

آنان با یک حمله از پایگاه( چادرگاه اصلی) به قله رسیدند. They reached the summit in one push from basecamp

پژمان و علی قله را زدند. The summitters were pejman and Ali

یال بی‌حفاظ است. (یال دشوار یا نسبتاً دشواری است که در آن امکان حمایت کم است، یا در معرض باد و سرما است : خطرناک).This is an exposed ridge

نمی‌توان آن‌جا شب مانی کرد.It is too difficult to bivy there

ما به شب خوردیم ( و مجبور به شب‌مانی شدیم ) . We were benighted

شب‌مانی در فضای باز بود ( بدون چادر شب‌مانی یا بیرون از غار برفی). It was an open bivy

یک شب مانی با برنامه ( از پیش برنامه ریزی شده ) داشتیم. We had a planned bivouac

هنگام صعود یک کوه بزرگ، بهتر است که چند نشانه را در موقعیت یاب ( جی پی اس ) خود وارد کنید.When climbing a big mountain, you’d better enter some waypoints in your GPS

در این ناحیه می‌توان چشم اندازهای خیال انگیز دید.Drematic views can be seen in this area

هنگامی که داشتیم از یک ” برف پل ” می‌گذشتیم به درون شکاف یخ افتادیم و همراهانم مرا بالا کشیدند.When we were crossing a snowbridge, I fell into the crevasse and I was hauled by my fellows

آنان یک قارچ برفی بزرگ برای کارگاه درست کردند.They made a big snow mushroom as the belay point

یخ‌نوردی دشوار بود؟ Was the ice climbing difficult

نه، در واقع یک برف‌پیمایی بود

.No, it was a snow plod in fact



تاريخ : سه شنبه بیستم تیر 1391 | 11:51 | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.